تبليغاتX
Lilypie 5th Birthday Ticker النور
النور عزیزم خیلی وقته اینجا چیزی برات ننوشته ام،می دونی همیشه فکر می کردم وقتی بتونی بنویسی صفحه رو بدم بخودت اما هنوز جدی نگرفتی این صفحه رو اما بنویس دخترم ،نوشتن حتی روزنگار با ارزشه. می دونم سرت گرم  با فیس بوک اما اینجا جایگاه خواست خودش رو داره دیگه بجایی رسیدی که نوشتن خاطراتت از زبان مادرت خیلی هیجان انگیز نیست منتظر جاری شدن کلمات ازذهن خلاق تو هستیم
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم تیر 1390ساعت 17:33  توسط مامان الی  | 

النور و پارمیدا و ساحل

موضوع پروژه شهر

بچه ها در مورد پیدایش شهر و شهرنشینی تحقیق کرده بودند و در مورد  شهرهای :اصفهان٬خلخال٬تهران و کاشان  مطالب جالبی در مورد جاذبه های گردشگری ٬سوغات٬صنایع دستی ٬غذاهای محلی ٬موقعیت جغرافیایی آب و هوا و....ارایه دادند

خسته نباشید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اسفند 1389ساعت 10:54  توسط مامان الی  | 

نگاهی به ساعت می کنم ُ٬از جلسه می زنم بیرون...وارد اتاقم می شم٬دو نفر منتظرن٬وسایلم را جمع می کنم...

می شنوم خانم مهندس...

می گم ٬فردا٬فردا

یک نفر از منشی می پرسد ٬اتفاقی افتاده؟

می گوید:وقتی پای النور در میان باشد همه چیز تعطیل است....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 21:9  توسط مامان الی  | 

از بابا خداحافظی کردی ٬دراز کشیدی روی تخت٬منهم کنارت.با بغض گفتی:مامان قبلنا فکر می کردم بابا به اندازه تو مهربون نیست اما الان می دونم هردوی شما مهربونیت.بغضت شکست و اشکت سرازیر شد...

هنوز بابا نرفته ماموریت تو دلتنگی.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آذر 1389ساعت 20:53  توسط مامان الی  | 

ساعت هفت عصر خسته از کار برگشته بودم خونه

 النور گفت:مامان کتابم و جا گذاشتم مدرسه نمی تونم مشق بنویسم

قاطی کردم ،یاد ترافیک بیرون افتادم اصلانمی شد دنبال کتاب در خونه کسی رفت

فکر کردم باید تو اینترنت متن کتاب های درسی باشه ٬رفتم دیدم بله ٬متن کتاب و اوردم گذاشتم جلوش مشقش رو بنویسه

بعد با خودم گفتم:  نسل شما چطور می تونه فیلمی مثل خانه دوست کجاست؟ رو درک کنه؟!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 21:44  توسط مامان الی  | 

 

بدلیل همزمانی تولدالنور و ماه رمضان امسال تولد النور  در روز سه شنبه ۱۲مرداد۱۳۸۹ برگزار شد

این هم کیک خوشمزه تولد

 

النور جون در حال آرزو کردن

 

النور و دوست خویش پارمیدا

دوستانی که در این جشن در کنار النور بودن:پارمیدا٬ساحل٬مهتا٬گل رخ٬الیکا٬کیمیا٬مارال٬گیتا٬مها٬مدیا٬پانته آ٬مهسا٬آرزو٬هستی٬یزدان٬امیرحسین٬امیرمحمد٬حانیه٬حامد٬نگین٬آذینه٬خورشید٬عسل ناز٬یاسمین٬کیان٬سپهر

بهترین قسمت تولد"بازکردن کادوها"

کادو مامان و بابا٬هلی کوپتر کنترلی

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 22:13  توسط مامان الی  | 

 

روز شنبه ساعت  ۶ صبح از تهران به دوحه و از آنجا به سمت الجزیره پرواز کردیم و ساعت ۱۲.۳ ظهر به وقت الجزیره وارد فرودگاه آنجا شدیم سه ساعت و نیم  با ایران اختلاف ساعت داریم 

 

 اینم النور خانم در هتل شرایتون الجزیره

 

 

 النور در منطقه تفریحی نزدیک تیپازه

 

 

النور در خیابان اصلی تیپازه

 

النور در این سفر حسابی شنا کرد اینم عکسش در کنار ساحل زیبای مدیترانه

 

النور خانم تو چه فکری؟

 

چهارم شهریور تولد النور ٬یه جشن کوچک در کنار دریا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 22:10  توسط مامان الی  | 

جای همه عزیزانی که امسال در افطاری نبودن خالی٬بخصوص دائی های خوبم  و خانواده های عزیزشون

اینم من و باباجون و مادرجون

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 1:57  توسط مامان الی  | 

چند روز گذشته کلی  دوندگی داشتیم ٬برای تعویض پاسپورت ٬گرفتن ویزا٬گرفتن بلیط....

النور هم مدام می پرسید مامان می ریم؟ می گفتم هنوز معلوم نیست ٬ بالاخره پنجشنبه ظهر رفتنمون قطعی شد٬جمعه غروب ٬چمدونا بسته آماده می شدیم چند ساعت دیگه بریم فرودگاه٬با گرفتن یک ایمیل همه چیز به هم ریخت...مسافرت عقب افتاد .

اینا رو نوشتم تا همیشه برخورد منطقی النور یادم بمونه٬اولش گریه کرد ٬اما خیلی سریع گفت: باشه می ریم با هم پارک٬تاره وقتی من ناراحت از اون همه دوندگی به باباش می گفتم :این بی برنامگیه گفت:مامان اتفاقی که افتاده٬خودت رو بزار جای بابا...

النورجان امیدوارم همیشه تا این حد منطقی با پستی بلندی های زندگی روبروشی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 21:30  توسط مامان الی  | 

النور خانم این  روزا حسابی فوتبالی شده ٬آفساید رو تشخیص می ده ٬در مورد کارت های زرد و قرمز اظهار نظرمی کنه...

امروز هم برخلاف نظر همه ما نتیجه بازی هلند -برزیل را ۲-۱پیش بینی کرد و برنده شد 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 1:27  توسط مامان الی  |